وجود پلاسمودیوم در غدد بزاقی آنوفل باعث کاهش میزان فعالیت آنزیم Apyrase  می شود. این انزيم منجر تسهیل عمل خونخواری در محل گزش می شود. با کاهش آنزیم حشره خون کمتری دریافت می کند و مجبور به گزش های متعدد Probing در روی میزبانهای مختلف شده و بدین ترتیب میزان انتقال و گسترش انگل به میزبان و احتمالا انسان افزایش پیدا می کند.

انگل لیشمانیا با انسداد فیزیکی و ایجاد تورم در قسمت دریچه کاردیا و stomodeal نیز شرایط مشابه فوق را ایجاد می کند و هنگام خونخواری مقدار کمتری خون دریافت می کند که این وضعیت باعث افزایش عمل Probing و تکرر رفتار خونخواری و افزایش میزان انتقال می شود. کاهش کیفیت و کمیت خون دریافتی باعث کاهش میزان باروری و تولید مثل میزبان می گردد. از طرف دیگر کاهش باروری سبب می شود طول عمر میزبان افزایش یابد و این موضوع به نوبه خود باعث افزایش میزان انتقال می شود. البته در مواردی که شدت آلودگی به پارازیت شدید باشد ممکن است طول عمر پشه کاهش یابد.

Manipulation hypothesis in malaria

قبل از آلودگی آنوفل به پلاسمودیوم، تمایل به خونخواری در پشه طبیعی می باشد ولی به محض تشکیل Oocyst تمایل به خونخواری و جستجوی میزبان در آنوفل آلوده کاهش می یابد. این وضعیت ریسک مرگ و میر در میزبان را در زمان رشد پارازیت کاهش می دهد زیرا پشه در محلی به استراحت می پردازد تا سیکل اسپوروگونی تکمیل شود و Sporozoite تشکیل شود. به محض اینکه اسپوروزوئیت تشکیل شد تمایل به خونخواری به شدت افزایش یافته  که منجر به افزایش انتقال می شود.

با ورود Oockinete به درون اپیتلیوم معده، تغییراتی در تخمدان ها اتفاق می افتد و یک بخش قابل توجهی از تخمک های در حال توسعه جذب شده  و محتوای پروتئین کل تخمدان  و بویژه پروتئین زرده یا vitellin به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. در دومین مرحله گونوتروفیک که Oocyst در دیواره داخلی معده در حال رشد می باشد به طور قابل توجهی محتوای vitellin در طول چرخه تولید تخم کاهش می یابد و دسته تخم های کمتری تولید می شود.این شرایط باعث تخریب فولیکول های در حال رشد در تخمدان می شود. هورمون پوست اندازی یا Ecdyson در بافت چربی حشرات به 20-hydroxy ecdyson تبدیل می شود که این ماده بیان ژن vitellogenin(vg) و تولید vitellin را تنظیم می کند. دراثر تخریب فولیکول ها تیتر Ecdyson کاهش می یابد و بدین ترتیب فراوانی mRNA vg و بدنبال آن میزان سنتز ویتلوژنین به طور قابل توجهی کاهش می یابد که نهایتا منجر به کاهش باروری در میزبان خواهید شد.

Blocked fly hypothesis in leishmania

انگل لشمانیا در قسمت دریچه کاردیا و stomodeal پشه خاکی های ناقل یک ماتریکس ژله مانند به نام (filamentous promastigote proteophosphoglycan) fPPG که حاوی انبوهی از فرمهای آلوده کننده متاسیکلیک انگل می باشد ایجاد می کند. این ژله بصورت یک مانع فیزیکی از ورود جریان خون به معده جلوگیری می کند و سبب افزایش probing  وافزایش انتقال پارازیت می شود. علاوه بر آن این ژله در هنگام خونخواری مانع انتقال پروماستیگوت های آزاد از قسمت جلو معده به انتهای معده می شوند.

از تغییرات ناشی از حضور انگل در سایر حشرات مهم پزشکی می توان به انسداد فیزیکی forgut توسط Yersinia pestis  در کک Xenopsylla cheopis ، کاهش آنزیم آپیراز در غدد بزاقی سن Rhodnius prolixus توسط  Trypanosoma rangeliو جلوگیری از فعالیت مواد ضد انعقادی  anti-platelet aggregation and anti-coagulation activity   در مگس  تسه تسه اشاره کرد که همگی منجر به افزایش انتقال پاتوژن به میزبان می گردد.