براي اينكه بتوان حشره تراريخته اي را ايجاد كنيم اولين كار شناسايي صفت است يعني صفتي كه بتواند براي اين كار سودمند بوده و نتيجه خوبي بدهد (مانند حساسيت به سرما)، بعد شناسايي صفت ژن مسئول توليد اين صفت را شناسايي كرده و از تكنيك هاي مختلف براي جداسازي و تكثير اين ژن در تعداد زياد براي كارهاي مهندسي ژنتيك بهره مي گيرند. ژن مطلوب جدا شده را براي حمل به درون بدن حشره هدف، به يك حامل (Vector) اضافه مي كنند اين وكتور كه شامل DNA خارجي يا ژن مطلوب و همچنين ماركرهاي شناسايي هست را  مي تواند به داخل كروموزوم هاي Germ line حشره هدف حمل كند. اما براي اينكه اين ساختار ژنتيكي را بتوان وارد كروموزوم هاي حشره نمود از تكنيك هاي مختلفي مانند استفاده از ميكروپيپت هاي نازك، غوطه ورسازي تخم ها در DNA، استفاده از اسپرم براي حمل DNA به داخل تخم و يا تفنگ ژني (Gene guns) كه دستگاه الكتريكي براي پرتاب DNA مورد نظر در داخل تخم هاي حشره است، استفاده مي كنند.

وكتور هايي كه براي حشرات استفاده بيشتري دارند شامل Transposon ها و Viral vector ها ميباشند. ژن های پرشی يا ترانسپوزون ها توالی از "DNA" هستند که می توانند در جاهای  مختلفی از ژنوم یک سلول منفرد جا به جا شوند ، که به این فرایند جا به جا شدگی می گویند. به وسیله این فرایند سبب  جهش و یا تغییر مقدار "DNA" در ژنوم میشود در ضمن نمونه هایی از عناصر متحرک ژنی نیز به حساب می آیند عناصر متحرک ژنی بر اساس مکانیسم جا به جا شدگی به دو گروه تیپ 1 و تیپ 2 تقسیم بندی کرد عناصر متحرک ژنی تیپ 1 يا  رتروترانسپزون ها چند کپی از خود می گیرند و این رو نوشت ها را در نقاط متعددی از ژنوم می چسبانند. این مکانیسم به شکلی است که در ابتدا رترو ترانسپزون ها به "RNA" رونویسی  می شوند و بعد دوباره با آنزیم ترانس کریپتاز معکوس به "DNA"  بر می گردند و دوباره در ژنوم جای گیری می کنند. عناصر متحرک ژنی تیپ 2، بزرگترین تفاوت این دسته از ژن های پرشی با رترو ترانسپزون ها در این است که مکانیسم جا به جا شدگی در این دسته بر خلاف نوع " I" مستقیم و توسط آنزیم  ترانسپزاز صورت می گیرد و نیازی به رو نویسی های متعدد و تبدیل شدن به "RNA" نیست. در وکتورهای ویروسی بیشتر از باکولوویروس ها استفاده می شود و از توانایی طبیعی ویروس ها برای حمله به سلول هدف و قابلیت ترکیب شدن با ژنومشان برای حمل ژن مطلوب به سلول هدف استفاده می گردد.  

 یکی از روش هایی که در کنترل ژنتیکی رایج است، روش عقيم سازي نرها يا همان تكنيك SIT (Sterile Insects Technique) كه براي ريشه كني Screw worm دنياي جديد در آمريكاي مركزي، جنوبي و مكزيك استفاده شد كه نتايج خوبي را در برداشت يا روش RIDL (Release Insects Dominant Lethal) رهاسازي حشرات حامل ژن غالب كشنده كه در ایالات متحده برای کنترل پروانه آفت غوزه پنبه (Pink cotton bollworm) در مقیاس کوچکی اجرا شد که باعث کاهش جمعیت اینها شد.

بنابراين استفاده از حشرات ترانسژنيك از جنبه هاي مختلف يعني از نظر بهداشت انساني و حيواني، اقتصادي و كشاورزي مي تواند كارآمد و مفيد باشد همانطوري كه مي دانيد استفاده از آفت كش ها و ارگانيسم هاي زنده براي كنترل آفت ها با وجود محاسن زيادي كه دارد با مشكلات فراواني همچون هزينه هاي بالاي آفت كش ها و اثرات مخرب آنها و نيز محدوديت هاي عوامل كنترل بيولوژيك به خاطر حساسيت به آفت كش ها و ناتواني بقا آنها در طول زمستان و شرايط مختلف  روبرو است. بنابراين دستكاري ژنتيكي حشرات به عنوان يك روش جايگزيني كه مي تواند عملكرد بهتري نسبت به آفت كش ها و عوامل كنترل بيولوژيك داشته باشد بررسي هاي بيشتري را مي طلبد.