خلاصه سمينار آقاي سلطاني دانشجوي PhDحشره شناسي
کاربرد این گونه مطالعات اکولوژیکی جامع شامل:
- مدیریت محیطی(Environmental management ) زیستگاههای رشد ونمو پشه ها
- پیش بینی قابل اطمینان و همچنین modeling تغییرات آینده در ساختارهای اجتماعی مختلف پشه ها
- ارائه یک روش کنترلی موثر برای پشه ها می باشد
در پروسه انجام این مطالعات بایستی چهار جنبه مختلف را مورد توجه قرار داد:
1- منطقه مورد مطالعه: مختصات منطقه، پوشش گیاهی ، شرایط آب وهوایی و مکانهای نمونه برداری بایستی کاملا مشخص گردد.
2- نمونه برداری و شناسایی تاکسونومیک نمونه ها: متد نمونه برداری، ابزارهای نمونه برداری و دوره های زمانی نمونه برداری بایستی با توجه به بیولوژی حشره هدف مشخص گردد.
3- متغیر های محیطی: بایستی حد اقل 20 متغییر مختلف در نظر گرفته شود تا مطالعه ای جامع داشته باشیم . که می توان متغییر ها را به سه دسته مختلف تقسیم بندی نمود:
a) مشخصات مربوط به ساختار های هیدرولوژیکی و مکانی زیستگاه(Habitat spatial/hydrological characteristics )
b) متغییر های فیزیکی و شیمیایی آب(Water physical/ chemical variables )
c) مشخصات مربوط به نوع پوشش گیاهی زیستگاه آبی(Aquatic vegetation characteristics )
4- آنالیز اطلاعات: شامل دسته بندی اطلاعات و رگرسیون چند متغیره می باشد. یک متد دسته بندی اجباری یک نمایی بنام(Canonical Correspondence Analysis یاCCA ) برای ساختار اجتماعی پشه ها بکار می رود که اساس آن بر ترکیب گونه ای و فراوانی پشه های منطقه استوار می باشد. آنالیز های رگرسیون خطی چند متغیره بنام(Redundancy Analysis یاRDA ) برای آنالیز غنای گونه ای (Species richness ) و فراوانی کلی(Overall abundance ) پشه ها استفاده می شود.
جدید ترین مطالعه ای که با این چهارچوب صورت گرفته است (Beketov et al, 2010 ) در منطقه وسیعی از کشور روسیه اجرا شده که اثرات بیست متغییر محیطی مختلف بر ساختار اجتماعی، غنای گونه ای و فراوانی پشه ها مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد که :
- مهمترین فاکتور های محیطی تاثیر گذار بر ساختار اجتماعی پشه ها، وجود آبهای دائم(Permanence ) و فسفات در زیستگاه لاروی می باشد.
- مهمترین فاکتور های تاثیر گذار بر غنای گونه ای و جود آبهای دائم(Permanence ) غنای گونه های گیاهی(Macrophyte taxa richness ) و گونه های Lemna sp (با وابستگی منفی) و مواد آلی ( با وابستگی مثبت) می باشند.
- مهمترین فاکتور های تاثیر گذار برای فراوانی پشه ها، مواد آلی(Organic debris )، درجه حرارت، غنای گونه ای گیاهی( با وابستگی مثبت) و گونه های Lemna spp (با وابستگی منفی) هستند.
فاکتور های زیستی(Biotic) تاثیر گذار بر پشه ها شامل انواع مختلف شکار گر ها و گونه های رقابت کننده غذایی و فضای زیستی می باشند. که یکی از مهمترین فاکتورهای زیستی تاثیر گذار بر ساختار اجتماعی پشه ها، حضور گونه های کانتروفیک(Controphic species ) در زیستگاه لاروی آنها می باشد. که این گونه ها با پشه ها در یک سطح غذایی قرار می گیرند و می توانند که بر روی یکدیگر تاثیرات متفاوت و مهمی را داشته باشند. گونه های کانتروفیک و پشه ها دارای 6 حالت کلی رابطه با یکدیگر می باشند:
1) Interference competition: یک رابطه منفی و مستقیم شیمیایی و یا فیزیکی می باشد. مثلا زئوپلانکتون ها باعث کاهش بقاء و افزایش متامورفوز آنوفل (Anopheles quadrimaculatus) می گردد.
2) Exploitative competition: یک رابطه منفی غیر مستقیم می باشد که در اثر مصرف کردن منبع غذایی مشترک می باشد. مانند رابطه پشه ها، دافنی و جلبک ها که دافنی از جلبک تغذیه می نماید و باعث اثرات منفی بر پشه ها می شود.
3) Apparent competition or mutualism: در این گونه رابطه پشه ها و گونه های کانتروفیک دارای یک پرداتور مشترک می باشند ولی از لحاظ رژیم غذایی با هم دارای منبع غذایی مشترک نمی باشند. مانند تغذیه ماهی های لاروخوار که می توانند به غیر از تغذیه از لارو پشه ها از لارو قورباغه در مراحل اولیه تغذیه کنند.
4) Indirect mutualism : در این روش گونه های کانتروفیک با استفاده از بخشهای مختلف از یک منبع غذایی می توانند بر همدیگر اثر داشته باشند. که در این حالت خود منبع های غذایی این گونه ها با همدیگر رقابت غذایی داشته و در نهایت بر گونه های کانتروفیک تاثیر خواهند گذاشت. مثلا: پری فیتون ها(periphyton ) و فیتو پلانکتون ها(phytoplankton ) برای استفاده از مواد غذایی رقابت دارند و رشد بیش از اندازه فیتو پلانکتون ها می تواند باعث کاهش رسیدن UV مورد نیاز برای فتوسنتز پری فیتون ها گردد. که در این حالت موجوداتی که از پری فیتون ها تغذیه می کنند مانند لارو های قورباغه و حلزون ها بصورت غیر مستقیم تاثیر مثبت بر روی پشه های Filter-feeder مانند اغلب آنوفل ها و کولکس ها می گذارند. در حالی که گونه هایی که Filter-feeder فیتو پلانکتون ها هستند مانند دافنی ها، می توانند اثرات مثبتی بر لارو های پشه های که دارای خاصیت تغذیه ای از پری فیتون ها هستند، داشته باشند مانند: لارو آادس ها و کولیستا ها.
5) Intraguild predation: زمانی اتفاق می افتد که پشه ها دارای یک نوع شکارگر می باشند که خود شکارگر می تواند مستقیما از منبع غذایی پشه نیز استفاده کند. مثلا: Culiseta longiareolata و لارو قورباغه (Bufo viridis) علاوه بر اینکه دارای منبع غذایی مشترک هستند می توانند از همدیگر نیز از طریق شکارگری تغذیه کنند. که در این رابطه شکار و یا شکارگر بودن ، با توجه به اندازه آنها و اینکه کدام گونه زودتر زیستگاه را اشغال می کند، تعیین می گردد.
6) Keystone predation: این رابطه زمانی حاصل می گردد که دو گونه کانتروفیک دارای یک منبع غذایی و یک شکارگر مشترک می باشند. مثلا (Blaustein & Karban سال 1990 ) در یک مطالعه میزان نرخ رشد ونمو لارو های Culex tarsalis را در مزارع برنج در حضور و یا عدم حضور رها سازی ماهی های لاروخوار مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که نه تنها ماهی های پشه خوار اثرات منفی بر رشد پشه ها نداشتند بلکه دارای اثرات مثبت بر پشه ها نیز بودند. به این دلیل که در حضور ماهی ها، نرخ رشد و نمو و بقای مر حله شفیرگی پشه افزایش یافت. این پدیده به این دلیل بود که ماهی های پشه خوار به طور قابل توجهی باعث کاهش تراکم زئوپلانکتون های Filter-feeder می گردید که این زئوپلانکتون ها خودشان یکی از اصلی ترین رقابت کننده های لارو پشه ها بودند.
معرفی مدیر وبلاگ: