در سيكل زندگي خارج سلولي انگل ليشمانيا فرم هاي پروسيكليك ،نكتوموناد،لپتوموناد،هاپتوموناد و متاسيكليك ديده مي شود كه زمان متوسط جهت تكامل انگلها بسته به گونه آنها و شرايط محيطي به ويژه درجه حرارت 2-1 هفته مي باشد.

انگل هاي ليشمانيا شرايط مختلفي را جهت تكاملشان در ناقل تحمل مي كنند.از مهمترين فاكتورها و پديده هاي درگير در برهم كنش انگل و ناقل ،گيرنده هاي معده پشه خاكي مانند گالاكتين، گليكوكانژوگه هاي ليشمانيا، غشاء پريتروفيك ،بزاق پشه خاكي ، آنزيم كيتيناز ، اتوفاژي و آپوپتوزيس مي باشد.

درمطالعه اي كه بر روي نمو L. major  در P. duobosci  انجام گرفته ،سه مرحله در طي هضم خون مشخص شده است.در ابتدا پروماستيگوتهاي پروسيكليك داخل غشاء پريتروفيك تقسيم مي شوند.غشاء پريتروفيك از قسمت عقب توسط آنزيم هاي كيتيناز و N-acetylglucoseaminidase  پاره مي شود. سپس نكتومونادها از آن خارج گرديده و به طرف ميدگات ناحيه سينه مهاجرت مي كنند اما مهاجرتشان توسط (AP)  Anterior Plug ]برآمدگي غشاء پريتروفيك جدا كننده (   Abdominal midgut (AMG  و(  [Thoracic midgut (TMG متوقف مي شود.

در مرحله بعد با تخريب غشاء پريتروفيك و AP  انگلها به TMG مهاجرت كرده ودر محل stomodeal valve(SV)  تجمع مي يابد. آنزيم كيتيناز بر روي سلولهاي استوانه اي راس دريچه SV اثر مي گذارد و با تخريب آنها انتقال انگل تسهيل مي گردد.

لكتين يا مولكولهايي شبيه لكتين و PpGalec  كه در دستگاه گوارش ناقل قرار دارند در اتصال پروماستيگوتها به روده نقش دارند.

دو بخش اساسي انگل كه در برهم كنش انگل و ناقل اهميت دارند، گليكوكانژوگه هاي سطحي و پروتئين تاژك مي باشند. گليكوكانژوگه هاي سطحي انگل ليشمانيا كه نقش اساسي در اتصال به ديواره معده دارند عبارتند از lipophosphoglycan (LPG proteophosphoglycan (PPGglycosylinositol lipid (GIPL)
acid phosphatase (AP), glycoprotein63 (GP63)  /  (leishmanolysin), cystein protease
.
Heat shock protein

LPG  عمده ترين و مهمترين گليكوكانژوگه است كه species specific  و stage specific بوده وبسته به گونه انگل و مرحله سيكل زندگي اختلاف زيادي در ساختار آن مشاهده مي شود.

پشه خاكي ها را براساس انتقال انگل ليشمانيا و نوع اتصالشان به سه گروه اصلي  specific   ، permissive  و intermediate  تقسيم مي شوند. پشه خاكي هاي permissive مانند P. argentipes  ،P. halpensis ،P. arabiensis  ،L. longipalpis   قادر به انتقال تمام گونه هاي انگل ليشمانيا مي باشند.

پشه خاكي هاي specific مانند P. papatasi  و P. sergenti  فقط يك گونه مشخص انگل را انتقال مي دهند

در نوع intermediate  پشه خاكي ها ناقل برخي از گونه هاي انگل مي باشند.

اتصال انگل به دستگاه گوارش  پشه خاكي هاي permissive  با استفاده از LPG نيست.در اين ناقلين پروتئين هاي سطحي شبيه پروتيئن هاي تاژك ،تركيباتي شبيه لكتين و يا گليكوپروتئين هاي معده پشه خاكي كه داراي N-acetyl-galactosamine  مي باشند نقش مهمي دارند.

درطي متاسيكلوژنزيس كه انگل به فرم آلوده كننده تبديل مي شود تغييراتي در گليكوكانژوگه سطحي LPG  صورت مي گيردكه در انگل هاي زيرجنس ليشمانيا در فرم متاسيكليك افزايش در واحدهاي تكرارشونده،كاهش يا حذف زنجيره هاي جانبي ،تغييرات احتمالي Cap و استخلاف قندها  ديده مي شود.

اما نوع گليكوكانژوگه هاي غشا در انگل هاي زيرجنس ويانيا از زيرجنس ليشمانيا متفاوت است.در گونه هاي اين زيرجنس مانند L. braziliensis و L. panamensis  ،GIPL  به مقدار بيشتري در سطح انگل بيان مي شوند. در بررسي متاسيكلوژنزيس L. braziliensis ، LPG در برهم كنش انگل با ناقل نقش دارد كه در فرم متاسيكليك اين انگل قندهاي گلوكز زنجيره جانبي افزايش مي يابد كه اين روند با فرم متاسيكليك انگلهاي زيرجنس ليشمانيا متفاوت است.

سيگنالهايي كه احتمالا در شروع متاسيكلوژنزيس اثر دارند، كاهش pH محيط ،كاهش فشار اكسيژن و كاهش سطح تتراهيدروبيوپترين وعدم وجود هموگلوبين  مي باشند.

ماده ديگري كه در انتقال انگل ليشمانيا موثر است PSG)) Promastigote Secrotory Gel مي باشد كه ژل مانند بوده و ماده اصلي آن( fPPG) filamentous Proteophosphoglycan   مي باشد. اين ماده توسط انگل هاي لپتوموناد ترشح مي شود و باعث انسداد معده پشه خاكي گشته كه نتيجه آن برگرداندن انگلها و ژل به همراه بزاق پشه خاكي به داخل پوست مي باشد.

طي روند تكامل انگل در بدن پشه خاكي دو نوع مرگ و مير اتوفاژي و آپوپتوزيس در انگل ليشمانيا رخ مي دهد.

اتوفاژي يك نوع مرگ سلولي است كه همزمان با متاسيكلوژنزيس صورت مي گيرد. در اين شرايط پارازيتها با از دست دادن ارگانلها، سازگاري اوليه اي براي زندگي در ميزبان پستاندارشان پيدا مي كنند.

آپوپتوزيس مرگ برنامه ريزي شده اي است كه در موجودات تك سلولي مانند ليشمانيا نيز رخ مي دهد. سيستم كنترل كننده آپوپتوزيس در اين انگل ميتوكندري است.  اين پديده در ماكروفاژها و درمعده  پشه خاكي  و زماني كه انگلها بيشترين برخورد را با يكديگر دارند رخ مي دهد. در هنگام انتقال انگل ليشمانيا، مناسبترين انگلها انتقال داده مي شوند و در اين مسير سلولهايي كه مناسب نيستند از طريق آپوپتوزيس از بين مي روند