با توجه به اثرات زیست محیطی حشره کشهای شیمیایی و افزایش موارد مقاومت به آنها، استفاده از قارچها به عنوان عوامل کنترل بیولوژیک كنترل  آفات و ناقلین  بيمارها در سالهاي اخير اهمیت ویژه ای یافته است. قارچها از  موجودات یوکاریوت  هوازی یا بیهوازی اختیاری بوده که در یک سلسله مجزا قرار می گیرند. قارچهاي بيماریزا غالباً در طبيعت موجب بيماري حشرات مي شوند و يك عامل مهم تنظيم كننده جمعيت حشرات هستند. استفاده از قارچ هاي بیماریزا براي کنترل جمعیت آفات، در اواخر قرن نوزدهم رخ داد قارچ بیماریزای  حشرات Metarhizium anisopliae  توسط Elie Metschnikoff  براي اولین بار در سال 1879 از لارو سوسک Anisoplia austriaca جدا شد و استفاده از آن را به عنوان عامل کنترل بیولوژیکی علیه حشرات آفت پیشنهاد کرد .در سال 1884 اولین استفادةکاربردي از یک میکروارگانیسم قارچی با کاربرد این قارچ علیه سرخرطومی چغندرقند  (Cleonus punctriventris) صورت گرفت. از آن به بعد خاصیت بیماریزایی بسیاری از قارچها بر روی حشرات مشخص شد و براي استفاده در کنترل بیولوژیک علیه طیف وسیعی از آفات در امریکا و سایر کشورها به ثبت رسیده است.  از مهمترین قارچهای بیماری زا می توان به جنسهای Metharhizum، Beauveria، Lagenidium  وVerticillium  اشاره نمود. ، قارچهای حقیقی   دارای 5  شاخه می یاشند  :Zygomycota ،Chytridiomycota ،Ascomycota ،Basidiomycota ،Deuteromycota قارچهای بیماریزای حشرات عمدتا در دو گروه Zygomycota و  Deuteromycotaقرار دارند ،تا کنون جنس های زیادی از قارچهای بیماریزا از بسیاری از گونه های حشرات از قبیل   Anopheles, culex, Aedes ….جدا شده است. برخی از قارچ های بیماریزای حشرات به شکل تجاری در بازار عرضه شده است که از آن جمله می توان به Ago Bio.Bassiana, ، Laginex ، Bioblast  اشاره کرد. بر خلاف اغلب میکروارگانیسم های پاتوژن که از طریق گوارشی وارد بدن می شوند، قارچها از طریق تماس به درون کوتیکول حشره نفوذ می کنند.  قارچهای  M.anisopoliae وB.bessiana به علت پتانسیل  نسبتا بالا در کنترل حشرات و سهولت تولید انبوه در مبارزه با حشرات مورد مطالعه و سپس  استفاده  قرار گرفته اند. علی رغم مزایای قارچها، استفاده از آنها به علت طولانی بودن مدت زمان تاثیرآنها  که از عوامل مهم به خصوص جهت تکمیل چرخه انتقال عوامل بیماریزا در بدن ناقل است و همینطور حساسیت آنها به شرایط محیط، کم بودن پایداری در محیط، نیاز به تکرار مجدد، محدود است، لذا بایستی عملکرد آنها بهبود یابد بر این اساس اصلاح فرمولاسیون قارچ و ایجاد سوشهای با قدرت بیماریزا یی  و پایداری بیشتر به کمک مهندسی ژنتیک پیشنهاد گردید. از آنجا که چسبندگی اسپور قارچ به سطوح از فاکتورهای مهم در میزان تاثیر گذاری آن است، تحقیقات نشان داده است که استفاده از حلالهایی مثل shellsol،  Ondiana oil کارایی قارچ B.bessiana   را افزایش داده است. از طرفی در گونه های مقاوم An.gambiae   به پایروتروئیدها نیز به نحو چشمگیری موثر بوده است. اخیرا از  ژنهای موجود در میکروارگانیزمهایی مانند قارچها، باکتریها و حتی بندپایانی مثل عقرب  به عنوان منبعی جهت ایجاد سوشهای قارچ با قدرت بیماريزایی بیشتر استفاده شده است. بطور مثال انتقال و بیان ژنهای Pr1A،Bbchit1 ،ViaP3 ،AaIT   توسط برخی گونه های قارچها باعث بهبود عمکرد و افزایش بیماریزایی آنها در حشرات هدف شده است.

 از طرفی انتقال وبیان ژنهایی از قبیل Try،که از قارچ  Aspergillus fumigatus گرفته شده  باعث افزایش مقاومت قارچ  B.bessiana به اشعه UV می شود.اخیراانتقال وبیان ژنهایی از قبیل PfNPNA-1،  AaIT وSM1 به قارچ  M anisopliae باعث جلوگیری از تکمیل چرخه اسپروگونی پلاسمودیوم فالسیپاروم در  An gambiaeاستفاده شده است.

اگر چه مطالعات زیادی در مورد بهبود کارایی حشره کشهای قارچی صورت گرفته است اما باید به این نکته اشاره کرد که استفاده از این ابزار برای کنترل آفات کشاورزی و ناقلین بیماری باید در کنار سایر روشها و در محدوده مدیریت تلفیقی مبارزه با ناقلین بیماری باشد. بنظر می رسدبا توجه به این نكته که اين گونه  قارچ ها بر روی گونه های آنوفل مقاوم به حشره كش ها  نیز بخوبی اثر دارند در صورت افزایش کارایی، قارچ  می تواند در کنار سایر روشهای موجود، یک روش امیدوار کننده در جهت كنترل آفات و ناقلين بيماري باشد. بر اين اساس انجام مطالعات بیشتر در اين خصوص   ضروری  به نظر مي رسد.